........:: باران ::......
به زير باران مي روم و هم نوا با گريه ي اسمان مي گريم تا كسي اشك هاي مرا نبيند.
به زير باران مي روم و فرياد مي زنم تا صداي فريادم با فرياد اسمان يكي شود.به زير باران مي روم تا ناله هاي دلم با ناله هاي باد يكي شود و كسي شاهد شكستن روح خسته ام نباشد.
به زير باران مي روم و تكيه به همان درخت بيد مجنون كنار جاده كه يادگاري هايمان را روي ان مي نوشتيم به انتظارت خواهم ماند ,تا به زير هر يك از قدمهايت گل سرخي بگذارم.
مي دانم خواهي امد و دستان سردم را در دستان گرمت خواهي گرفت تابا هم به سرزمين ارزوها برويم .........
به زير باران مي روم و تكيه به همان درخت بيد مجنون كنار جاده كه يادگاري هايمان را روي ان مي نوشتيم به انتظارت خواهم ماند ,تا به زير هر يك از قدمهايت گل سرخي بگذارم.
مي دانم خواهي امد و دستان سردم را در دستان گرمت خواهي گرفت تابا هم به سرزمين ارزوها برويم .........
باران كه مي آيد
گوش به زنگ صداي تو
تكه تكه ترانه هاي كهنه را كنار هم مي چينم
و هميشه به همين حقيقت تلخ مي رسم كه :
تو هم با من نبودي !!!
گوش به زنگ صداي تو
تكه تكه ترانه هاي كهنه را كنار هم مي چينم
و هميشه به همين حقيقت تلخ مي رسم كه :
تو هم با من نبودي !!!
************************************
ناگهان چقدر زود دير مي شود
تا نگاه مي كني
وقت رفتن تو ناگزير مي شود.
ببين! آسمان ابري است، باران مي آيد.
" بــــــــــمان !
لااقل باران را بهانه كن! "
تا نگاه مي كني
وقت رفتن تو ناگزير مي شود.
ببين! آسمان ابري است، باران مي آيد.
" بــــــــــمان !
لااقل باران را بهانه كن! "
******
************************
چشمانت كه باراني ميشوند
تمام تنم كوير ميشود...
تمام تنم كوير ميشود...
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم تیر 1384ساعت 5:30  توسط ملکه شبهای مهتابی
|