........:::::: خونه عشقمون ::::::::.......
من از پروانه اي بيشم.......تو از شمعي چه كم داري؟
همانگونه كه سوزاندي مرا....خود نيز ميسوزي
***************************
خونه عشق من قلب ويران شده تو بود كه با نيم نگاه غريبه اي به دست باد سپرديش
خونه عشق من تو اسمون پر ستاره چشمات بود كه بي رحمانه ازم دريغشون كردي
خونه عشق من ميون گرمي نفسهات بود كه كه حالا سرديشون تنم رو ميلرزونه
خونه عشق من لاي مردونگي دستاي پر مهرت بود كه به بچه بازي يه عروسک فروختيشون
خونه عشق من ميون گرمي حرم نفسات بود كه ديگه نفسي واسه همنفس شدن برام باقي نذاشتي...........
خونه عشق من..ميون زمزمه هاي عاشقونت بود كه ديكه جزیه تیکه سكوت حرفي براي گفتن نداري.. ......
خونه عشق من...همش از جنسه تو...از جنس مهرت..صفات....حرفات...خنده هات....و بي وفاييات...من هر شب بالاي سر اين وييرونه جاي جفتمون عزادارم....
در زمان ما خنده ارزون نيست ، خنده اي از ته دل
تا بخواي ، پوزخند و زهرخند و ريشخند ،
اما يك خنده پاك .... كاش مي موندي،خندت رو قاب مي كردم و به ديوار اتاقم مي كوبيدم ...
