......::::: عزیز دل :::::...........
عزيز دل ،
قبل از سفر بی بازگشتت .
قبل از سفر بی بازگشتت .
قبل از گم شدنت پشت هزاران هزار حصار ،
پشت هزاران ورق خاطره ،
و پشت هزاران روز ديوانگی
لطفی در حق من کن
باشه؟
...
به من ياد بده به سنگ و ستاره ،
به موج و پارو ،
و به ماه تنهای پر غرور شبهايم
چگونه نگاه کنم تا ياد تو نيفتم؟
...
به من ياد بده چگونه هر زيبايی ،
هر خوبی
و هر لطافت را
با سنگ ترازوی لطافت ، زيبايی و خوبی تو وزن نکنم؟
...
يادم می دهی؟
...
راستی ...
اگر خواستی برگردی
پشت هزاران ورق خاطره ،
و پشت هزاران روز ديوانگی
لطفی در حق من کن
باشه؟
...
به من ياد بده به سنگ و ستاره ،
به موج و پارو ،
و به ماه تنهای پر غرور شبهايم
چگونه نگاه کنم تا ياد تو نيفتم؟
...
به من ياد بده چگونه هر زيبايی ،
هر خوبی
و هر لطافت را
با سنگ ترازوی لطافت ، زيبايی و خوبی تو وزن نکنم؟
...
يادم می دهی؟
...
راستی ...
اگر خواستی برگردی
من حدود ساعت گريه و گيتار خانه هستم ...
اگر ديرتر آمدی و پشت در ماندی ،
بوسه ای بر قفلها بزن
همه درها باز خواهند شد ...
اگر ديرتر آمدی و پشت در ماندی ،
بوسه ای بر قفلها بزن
همه درها باز خواهند شد ...
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم تیر 1384ساعت 22:20  توسط ملکه شبهای مهتابی
|