تبليغاتX
...::: شبهای مهتابی :::... - ........::::::: دودی :::::::............

...::: شبهای مهتابی :::...

اول قـــدم عــشــق سـرانداختــن است ...... جان باختن است و با بلا ساختن است

........::::::: دودی :::::::............

 
بعضی ها وقتی دلشون ميشکنه به فکر دلشونن نه بعضیها

بعضيهام وقتی دلشون ميشکنه به فکر بعضی هان نه دلشون
 
*********************************
گاهی وقت ها
دل تنگی هم چنان ادامه پيدا می کند
تا آن دورها
تا آخر آسمان ، جايی نزديکی های زمين
کافيست سيگاری آتش بزنی
ليوان سفالی داغ را در دست بگيری و
پاهايت را آن سوی پنجره تاب دهی
فارغ از نگاه مردک همسايه .
و آرام آرام
پوست صورتت را رها کنی به دست سرمای ابدی .
دل تنگيت انگار
هزار ساله ست
رويت را بيهوده برمگردان
نه دستانی از پشت سر ، روی چشمانت حلقه خواهد زد
نه هُرم داغ نَفَسی روی پوست گردنت خواهد نشست
و نه بوی آشنايی به وسوسه ، از پنجره جدايت خواهد کرد .
بيهودگی
تا آن سوی ديوار بلند همسايه موج می زند
و اميد
تنها هم عمر يک سيگار است .
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام تیر 1384ساعت 23:59  توسط ملکه شبهای مهتابی  |